فرا رسیدن سالروز شهادت امام حسین علیه السلام و الصلاه را به تمامی دوستداران آن بزرگ آزاده جهانی تسلیت عرض می کنم و شما را به خواندن مطلب زیر دعوت می کنم.... هنوز صدای گریه رقیه می آید و هنوز ابالفضل نگران تشنگی کودکان است... هنوز علی اصغر بر دستان پدر و با گلوی بریده و خونی ... هنوز علی اوسط بیمار است و تکیه بر شمشیر سعی بر دفاع دارد ولی نمی شود .. او باید بماند ... وای وای... علی اکبر به میدان می رود... جوانان بنی هاشم کجایید... ا ین قافله را مرگ همراهی می کرد... مگر می شود آدم با فرزندانش به قربانگاه برود... باور نمی کنم... باور نمی کنم... این دیگر چه بندگی است... این دیگر چه شوری است... حسین تو را به فرق شکسته ی پدرت سوگند می دهم که نرو ... ولی نه باید بروی ... هنوز این امت به حقایق دین جدت آشنا نشده اند ... آخر چرا حجت را نیمه تمام گذاشتی... آری رمی جمرات تو در نینوا معنا پیدا می کند... یا حسین ... یا حسین .... یا حسین فرزندان برادر را به کجا می بری ... فرزندان خواهرت زینب را به کجا می بری... علی هایت را به کجا و یاران با وفایت را به کجا.... وای از این مردم بی وفا... راستی در نماز عشق ما را نیز فراموش نکن ولی ای حسین تو را باور دارم نه به خاطر گریه های مادرن و پدران ...تو را باور دارم به خاطر آزادانه زیستنت... حسین رفت تا آزاد باشد و دین رسول باقی.... علی علیه السلام مبارک باد دلم تنگ است دلم تنگ است دلم تنگ زندگانی است دلم تنگ صدای مهربان عشق دلم تنگ است دلم از برایش خواند و می خواند دلم سوگوارانه می خواند اما باور کن باور کن حقیقت را کهن پیرهنم را سکوتش را کلامش را تمام باورش را باور دارم این خود باورم بود اما باور داشتم چرا انکار کنم حقیقت را باورم را باور دارم دوست داشتنش را وجودش را بیش از خدایی خدایش من صورتش را گونه هایش را باور داشتم باور از جنس بلور باور از جنس ترنم باور از جنس مروارید وجودش او را باور دارم چون عشقم را باور دارم تاریخ تولدم را از مادرم... عشقم را از دوستم... حقیقت زندگیم را از خدا... زندگی امام حسین دائره المعارف ارزش هاست.آن روزی که او به سمت مکه می رود دارد به ما هجرت در زمان لزوم را آموزش می دهد.آن روز که حجش را ناتمام می گذارد به ما می آموزد که ما باید حرمت جاهایی که می رویم را حفظ کنیم شاید که مکان در نزد حضرت حق چنان ارزشی را داشته باشد که نباید خون بیگناهی حتی او در آنجا ریخته شود .باز هم حسین با رفتن از مکه به ما می گوید ارزش برخی ا کارها از حج هم بیشتر است و آن اصلاح جامعه است.حسین در میانه راه خبر شهادت مسلم را میشنود اما باز هم بازنمیگردد و با توکل به خدا به سوی شهادت و زنده نگه داشتن دین امت جدش می رود.آری او می رود و این کاروان را عزت و بلندی همراهی می کند.او در انجا پند و هدایت را فراموش نمی کند و آنهایی که حاضر به شنیدن کلامش نبودن را عاشقانه چون پدری دلسوز نصیحت می کند ....(ادامه دارد) به نقل از سایت رشد. نخستين گام برای از ميان برداشتن يک ملت ؛ پاک کردن حافظه آن است . بايد کتابهايش را ؛ فرهنگش را ؛ تاريخش را از ميان برد . بعد بايد کسی را واداشت که کتاب تازه ای بنويسد . فرهنگ تازه ای را جعل کند و بسازد ؛ تاريخ تازه ای را اختراع کند . کوتاه زمانی بعد ملت انچه بوده را فراموش می کند ؛ دنيای اطراف نيز همه چيز را حتی با سرعت بيشتری فراموش می کند . سخنی از میلان کوندرا در ستایش آموختن یاد بگیر، ساده ترین چیزها را ! برای آنان که بخواهند یاد بگیرند، هرگز دیر نیست. الفبا را یادبگیر! کافی نیست؛اما آن را یاد بگیر! مگذار دلسردت کنند! دست به کار شو! تو همه چیز را باید بدانی . تو باید رهبری را به دست گیری. . . ای آنکه در تبعیدی ،یاد بگیر! ای آنکه در زندانی، یاد بگیر! ای زنی که در خانه نشسته یی ،یاد بگیر! ای انسان شصت ساله، یاد بگیر! تو باید رهبری را به دست گیری. . . ای آنکه بی خانمانی، در پی درس و مدرسه باش! ای آنکه از سرما می لرزی، چیزی بیاموز! ای آنکه گرسنگی می کشی، کتابی به دست گیر! این، خود سلاحی ست. تو باید رهبری را به دست گیری. . . ای دوست، از پرسیدن شرم مکن ! مگذار که با زور، پذیرنده ات کنند. خود به دنبالش بگرد! آنچه را که خود نیاموخته یی انگار کن که نمی دانی . صورتحسابت را خودت جمع بزن ! این تویی که باید بپردازی اش. روی هر رقمی انگشت بگذار و بپرس: این ، برای چست؟
«موضوع ولایت فقیه چیز تازهاى نیست که ما آورده باشیم،بلکه این مساله از اول مورد بحث بوده است، حکم مرحوم میرزاىشیرازى (آیه الله العظمى میرزا محمد حسن شیرازى معروف بهمیرزاى بزرگ، وفات یافته 1312 ه.ق، مرجع تقلید بعد از استاداعظم شیخ انصارى) در حرمت تنباکو، چون حکم حکومتى بود، براىفقیه دیگر نیز واجب الاتباع بود، و همه علماى بزرگ ایران جزچند نفر از این حکم متابعت کردند، حکم قضاوتى نبود که بینچند نفر سر موضوعى اختلاف شده باشد، و ایشان روى تشخیص خود،قضاوت کرده باشد، بلکه روى مصالح مسلمین و به عنوان ثانوى،این حکم حکومتى را صادر فرمودند، و تا عنوان (ادامه استعمارانگلستان در رابطه با دخانیات) وجود داشت، این حکم نیز بود، وبا رفتن عنوان، حکم هم برداشته شد. و هم چنین مرحوم میرزامحمد تقى شیرازى (وفات یافته 1338ه. ق معروف به میرزاى کوچکاز مراجع بعد از میرزاى شیرازى) که حکم جهاد دادند البتهاسم آن دفاع بود و همه علما تبعیت کردند، براى این است کهحکم حکومتى بود. به طورى که نقل کردند مرحوم کاشف الغطا(معروف به آیه الله شیخ جعفر کاشف الغطاء وفات یافته 1228ه.ق صاحب کتاب کشف الغطاء در فقه استدلالى) نیز بسیارى از اینمطالب را فرمودهاند، و از متاءخرین مرحوم نراقى (ملا احمد،وفات یافته سال 1245ه.ق) همه شوون رسول الله صلیاللهعلیهوآلهوسلمرا براى فقهاءثابت مىدانند، و مرحوم آقاى نائینى (آیه الله حاج میرزا حسیننائینى وفات یافته سال 1355 ه.ق) نیز مىفرمایند که این مطلباز حدیث مقبوله عمر بن حنظله استفاده مىشود. در هر حال طرحاین بحث تازگى ندارد، و ما فقط موضوع را بیشتر مورد بررسىقرار دادیم، و شعب حکومت را ذکر کرده و در دسترس آقایانگذاشتیم تا مساله روشنتر گردد.» .
| Design By : Pichak |

